Daisypath Anniversary tickers دعوت غیر منتظره... - سيب مهربون

دعوت غیر منتظره...

امروز من نهار نداشتم. عزیز جون این اطراف مهمون بود. صاحبخونه دیر می اومد. عزیز جون زنگ زد  و گفت که نهار چی خوردی و من گفتم هیچی. عزیز جون در یک افدام غافلگیرانه منو به نهار دعوت کرد.

رفتیم یه شکمسرایه باحال جای هیچکس هم خالی نبود.

عزیز جون رو احساسات من رژه رفت. البته نه اینکه ناراحت بشین ها نه. من می دونم اون می خواست ببینه من برایه دیدن نی نی بزرگه اونو راضی می کنم که همراه طیبه اینها به مهمونی بریم فردا شب یا نه.

آخه عزیز جون گفت که من انرژی ندارم که بیام مهمونی. دوست دارم خونه خودمون باشیم و من هم صد البته با اون موافقم.

خلاصه اینکه گفت که وقتی اونها برایه اومدن خونه ما برنامه ای ندارن چرا باید ما باهاشون بریم مهمونی و البته و صد البته من با اون موافقم.

بعد عزیز جون گفت که اون ۶ جلد کتابی که برایه پارسا جون خریدی عملا بدردش نمی خوره چون اونها که خونه ما نمیان تا تو برا پارسا قند عسل کتاب بخونی

و من گفتم که اینقدر با چکش نکوب تو احساسات لطیف من

البته و صد البته اینو با مهربونی گفتم ولی خوب می دونستم می خواد ببینه نظر من چیه و من اصلا حال کش دادن بحث رو نداشتم

اون فهمید که من یه جورهایی امروز ناراحتم

ولی هنوز خودم نفهمیدم چرا من یه جورهایی امروز ناراحتم

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0