Daisypath Anniversary tickers دوستت دارم!! - سيب مهربون

دوستت دارم!!

می دونین امروز خیلی بهترم. حس بد تنها بودن تا ساعت 13 ادامه داشت. دوست نداشتم دخترک متوجه شه. سرم کردم تو بالشت و تا می تونستم زار زدم. تا اینکه همسرم اومد تو اتاق. اولش فکر کرد شوخیه. بعد تونستم تو گریه هام همه حسمو بهش بفهمونم.

اینهمه گریه واسم لازم بود.

بعد مدتها اشکهاشو دیدم.... اشکهایی تنهایی شو. اونم عین من تنهاست.

همیشه می گه منو داره. فقط منو داره. التماسش کردم که مواظب فرگلم باشه و بذاره من برم. ولی فقط گریه کرد.

با هم حرف زدیم. گریه کردم. بغض کردم. گریه کردم.

....

وقتی حرف می زدیم به این فکر می کردم که خیلی دوسش دارم.

از بس دوسش دارم که تو تنهاییهام هم به این فکر می کنم که بهم توجه کنه.

به این فکر می کردم که عاشقشم.

عشق من و اون چیزی نبود که یه روزه بوجود بیاد تا یه روزه تموم شه.

اینها رو اینجا نمی نویسم که کسی بیاد بگه مسخره کردم خودمو . نه قهرم قهره نه آشتیم آشتی.

اینها رو می نویسم تا یه روز بد این روزها که باز اومد تو زندگیم. و اومدم داد و هوار راه انداختم اینها رو بخونم و یادم بیاد عاشقشم. دوسش دارم.

یادم بیاد مهربونیهاشو.

بدبختی اینه که اینکه به خانواده اش هیچی نمی گه از مهربونیشه.   حالا این وسط منو هم فدا کرده

البته امروز بهم اطمینان داد که هیچوقت مجبورم نمی کنه برم خونه پدر مادرش.

.....

با هم رفتیم بیرون...

من عصبانی می شم. می نویسم. داد می زنم. ولی همسرمو دوستتتتتتتتتتتتت دارم. عاشقشم.

با همه تنهاییم دوسش دارم.

 

 

پ ن با ربط:

فرگل: مامانی من تو و بابایی رو با هم می خوام. هر دو تاتون رو دوست دارم. دختر با پدر و مادرش می شه خانواده. نمی شه که فقط بابایی باشه یا فقط مامانی.

اگه مرده بشی روت خاک می ریزن؟

من: :( اره مامان واسه چی می پرسی؟

فرگل: خواستم بگم اگه مرده بشی یه روز من میام خاکاتو بر می دارم تو رو میارم بیرون. من و بابایی تو هم نباید بترسی

من:گریهگریه

فرگل با بغض: غصه نخور خاک هاتو تمیز می کنیم بعد برو حموم

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩۱




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0