Daisypath Anniversary tickers باطل شد!!!! - سيب مهربون

باطل شد!!!!

یکی از افرادی که یه جورهایی تو ذهنم باطل شد زنداداش جونمه...

مادر پارسا...

رفیق گرمابه و گلستان.. همون که فکر می کردم ساده است و یک رو.. فقط کمی بچه است..

اون روزها .. (دوران ازدواج خواهرها) خیلی موش دوانی کرد و خیلی دو به هم زنی کرد.. خیلی خبر کشی و .... خیلی ... خیلی.. تنها کاری که خیلی نکرد کمک بود...یعن یاصلا کمک نکرد.. حتی در حد نگهداری بچه ا ش که لااقل زیر دست و پا نباشه...

خیلی روحیه داغون کرد.. خیلی...

و آخرین کاری که کرد و ضربه اش نهایی بود... توهین مستقییییییییییم به همسرم بود.. کاری که من نمی تونم بابتش کسی رو ببخشم... و باهاش عین روز اول شم...

در طی مکالمه ای بین عزیز جون و مادرم .. در حالیکه زنداداش جون هام حضور داشتند... و خواهرم... و روز پا گشای خواهرم بود.. (معصومه) و در حالیکه من تو اتاق دیگه ای بودم... و حضور نداشتم.. بی ادب بی تربیت برگشته به عزیز جونم گفته: این عزیز جون هم خیلی شاخ شده ها.. بذار زنگ بزنم تا شاخشو بشکنه شوهرم...

و البته یه سری چرندیات دیگه..

عزیز جون هم با عصبانیت تمام فقط به خاطر خواهرم کوتاه اومد و حرفی نزد و اومد مهمونی...

ولی زنداداش جون سقط من عینی شد... بدجوووووووووور

یه جورهایی باطل شد...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0