Daisypath Anniversary tickers خوشچل نامه.. - سيب مهربون

خوشچل نامه..

فامیل خوشچل انگاری دارد شرش را کم می کند..

تا دو باره کجا برود و جیب چه کسانی را خالی نماید..

زندگی در تهران از او گرگ بیابان دیده ساخته که حتی اگر رویش شود پیراهن خود را خواهد درید..

خواهرش که در شهرستان است ... تهران نیامده گرگی خود دریده و کلا دریده است..

به همراهی خانواده اش  افتاده سر جیب داداش بنده .. و رو اعصاب همه..

هر چند الان رو اعصاب نیست..

این خواهر فامیل سابق ما روز عیدی.. بعد اینکه ١٠ بار فامیل ما گفت با همسرم رفته بیرون.. و بعد ٢٠ دقیقه از جلوس کامل خانواده ما.. (هر چند برا دیدن مادربزرگ رفته بودیم) امد بیرون از اتاق بدون توجه به هیچکدام از ما.. با صورتی برافروخته و قرمز.. رنگ کون سوخته اش... ببخشید باسن سوخته اش.. گوشی تلفن را داد به خواهرش.. و رفت..

در میان بهت همه..

و با اینکارش پرونده خودش و خانواده اش رو مختومه اعلام کرد..

.........

نتیجه اول: من از ٣ تا عمه الان یه عمه کلا ندارم.. یعنی یه عمه پر...  و از ٣ تا دخترهاش دختر عمه یه دونه هست تو خارجه که نمی دونم دارم یا ندارم..بسته به موضع اش داره.. و دو تا دیگه نه تنها ندارم.. ترجیح می دم فراموششان کنم.. شوهر عمه هم از اول نداشتم..

نتیجه ٢ از داستان تعریف نشده: عمه دوم هم الان نصفه دارم.. یعنی فعلا نصف عمه دارم با ١ پسرعمه و یکی و نصفی دختر عمه (عمه دوم ٢ دختر و ١ پسر دارد) و یک چهارم شوهر عمه..

نتیجه ٣ از داستانی تعریف نشده: یه شوهر عمه داشتم که فوت شده ٢ ساله (خدابیامرزدش) عمه هم که هییییییی ندارم.. دختر عمه از ٣ تا شاید یه نصفه داشته باشم..

پسرعمه هم مفقد است.. بود و نبودش فرقی ندارد..

قسمت فامیل های پدریم از نوع خواهرش اینطوری ختم به خیر شده... تا بعد چی پیش میاد

 

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0