Daisypath Anniversary tickers از اینور بوم.. از اونور بوم.. - سيب مهربون

از اینور بوم.. از اونور بوم..

دیشب زنگ زدم برا بابام.. باهاش اتمام حجت کردم.. البته بهتر بگم مسائل رو براش روشن کردم..

گفتم که فکر نکنه من از کارهای صغری با خبرم.

من هیچ که نمی دونم.. اصلا کارهاش به من ربطی نداره..

بابام شاخ در آورد.. گفت من فکر کردم شما از همه چیز با خبری..

گفتم نه پدر من.. قبلش جای خود داره.. ولی بعدشم زنگ نزد به ما بگه چی شد و چی نشد..

می ترسم این تب تندش زود عرق کنه...

خدا کنه این تب نباشه.. خدا کنه...

گفتم شما که پدرشی مگه نه.. چرا رک و راست به دخترهات نمی گی این چه وضعیه..

گفت چی بگم.. برم بزنمش..

دیشب صغری احمق با همسر شاید آیندش رفته بود بیرون.. رفته بود آموزش رانندگی..

بعضی وقتها فکر می کنم نه به قدیم ها نه به الان.. نه اون خفقان نه این آزادی احمقانه..

شاید تو شهری مثل تهران مهم نباشه این چیزها .. ولی اونجا محیط کوچکتر از این حرفهاست..

به قولی.. تو خونه ات عطسه کنی.. کل محل در لحظه زنگ می زنند می گن سلامت باشی..

نیم ساعت بعد هم همه شهر دارند از صدای ناجور عطسه ات حرف می زنند.

تازه حرف مردم هیچ.. بهش می گم الان معصوم رو با اون پسره بهشون تو خیابون گیر بدن.. همه خانواده ما و همه خاندان اونها می دونند.. مهم نیست.. چون بعد مراسم چهل پدربزرگش می خوان عقد کنند.

ولی شما دو تا چی.. چه ربطی به هم دارید..

حتی من ندیدمش.. و نمی شناسمش.. اگه یه روز تو خیابون بهم سلام کنه ممکنه بزنم تو گوشش...

می خوای بعد اینهمه ادم بودن حالا شهره شهر بشی؟

به قول عزیز جون مردم هزارتا گه می خورن بعد بی سر و صدا می رن شوهر می کنند و اب از اب تکون نم یخوره..

بعد این خانم تا الان هیچ گهی نخورده یم خواد با سر و صدا بره شوهر کنه..

.......

دیشب زنگ زد.. من هم دیدم نمی شه باهاش حرف زدم..

صغری رو می گم..

می گه بله حق با شماست..

جالبه می گه من همه حرفهامو زدم.. و البته نمی گه چه حرفی زده..

می گه مشکلی نیست مشکل من معصوم..

حتی نمی گه هنوز نظر پدرمو نپرسیدم.. نظر مادرمو نپرسیدم..

فکر می کنه بزرگ شده..

جالبه می گن علم بهتر است یا ثروت.. همه یم گن علم..

ولی جایی که پول در میون میاد یکی مثل خواهر من انگار خام می شه..

پولدار نیست.. از اون نوعی که فک رکنید.. ماشین و خونه داره..

خونه ای که با فروشش یه لونه مرغ هم تو تهران نمی تونه بگیره..

خواستم بگم ارزش خونه تو محل ما چقدره..

البته در نوع خودش وضعش خوبه.. دیپلمه است .. شاید دیپلم داشته باشه..

با عزیز جون خیلی بد حرف زد دیشب..

شاید از نظر خودش عادی بود..

ولی در نهایت بی ادبی بود..

عزیز جون می گه خواهرت عقده بیرون رفتن با کسی رو داره؟ خیلی دلش شوهر می خواد انگار!!!!!!!!! حرفی ندارم بزنم...

من به صغری گفتم اگه واقعا حرفی نیست چرا باهاش دیگه یم ره بیرون..

می گه چی کار کنم؟!!!!!!!!!

بعد با میلی می گه حق با شماست..

به عزیز جون گفته.. من باید منتظر معصوم بمونم.. وگرنه ما مشکلی نداریم.. مشکل ما معصوم..

عزیز جون می گه خودت ۵ بار گفتی حالا حالاها قصد ازدواج نداره.. حالا حالاها .. تا خواهر برادرش ازدواج کنند (عقد هستند) بعد یهو می گی منتظر معصومم..

به تته پته می افته..

.......................

صغری جان کاری کردی که حتی از شوهر آینده ات هم حالم به هم می خوره..

 

 

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0