Daisypath Anniversary tickers مادرانه!!! - سيب مهربون

مادرانه!!!

من دوست دارم با فرزندم یا به عبارتی با بچه ام .. بچگی کنم..

من دوست دارم در نهایت آرامشی که با من بزرگتر دارد به یادش نیاید من از او بزرگترم..

من دوست دارم با بچه ام بچه باشم..

من دوست دارم در این خانه بی همبازی ، همبازی خوبی برایش باشم..

دوست دارم.. وقتی در خیابان دنبال بادبادکی می دود من هم با پای او بدوم..

من دوست دارم وقتی در پیاده رو ذوق کنان گربه ای را می ترساند من هم از خودم صداهای ترسناک در بیاورم برای ترساندن گربه .. تا او و من با من لذت ببریم..

من دوست دارم وقتی او روی پله برقی های از خوشحالی جیغ می کشد و برای افراد رهگذر دست تکان می دهد با او همراهی کنم.. تا در شادی کودکانه اش شریک شوم و با او کودک شوم..

من با دخترکم در آسانسور می خندم..

در ماشین برای پارها و سرسره ها و گربه ها و بچه ها و هواپیما دست تکان می دهم و بلندتر از او جیغ می کشم..

من با دخترکم در هر مکانی که او احساس کند باید شادی کند شادی می کنم .. پا به پای او می دوم و گاهی از او عقب می مانم..

من با دخترکم در شادی کودکانه گرفتن هدیه ای از غرفه داران شریک می شوم.. با او ذوق می کنم.. با او شادی می کنم..

من با دخترکم حتی صورتم را به ویترین مغازه ها می چسبانم..

من با دخترکم رو سبزه ها که راه می رفتیم و پایمان خیس می شد جیغ می کشیدم..

من با دخترکم وقتی بادکنکش را در هوا می چرخاند جیغ می زدم..

ما تمام مسیر دیروز را یا داشتیم جیغ می کشیدیم.. یا هورا می کشیدیم یا می دویدیم..

حتی وقتی بغلش کردم و سرش به سرم خورد با هم بلند بلند خندیدیم..

مهم نیست تو که منو دیدی چه فکر کردی..

مهم اینه که باید بچه باشیم.. وقتی دخترم کودک است.. مهم این است به کودکم خوش بگذرد..

مهم این است یادش نیاید من از او بزرگترم..

............

وقتی مادری یادت می رود کلاس بگذاری و ژست بگیری..

وقتی مادری حتی گل سرهای صورتی می زنی به موهایت .. از این پیشی دارها..

وقتی مادری (با کمال میل البته) به گوشی موبایلت پیشی اویزون می کنی... تا دخترک ذوق کند..

........

هنوز از بابت دیروز شارژم..

و دخترکم هنوز با خاطرات دیروز خوش است..

کلی با ذوق با آزی در مورد دیروز صحبت کرد........

باز هم ممنون..

.......

مامان آماده شیم.. کجا بریم..

بریم بیرون..

باشه مامان پس بیا لوچ لب بزن دیر می شه ها.. مامانی رچ لب زده ام..

نه برا من بزن.. ببین لبم لوچ لب نداره..!!!!!!!!!

............................

مامان برا من بستنی بخر خوب.. من دوتر اوبی هستم ها...

.......

مامان جوجه کباد بخوریم..

...

اینقدر خنده دار می خنده وقتی داره مثلا با تلفن صحبت م یکنه..

..............

مامان به سگه بگو سر و صدا نکنه دارم نماز می خونم.. سرم هم درد درفته ...

.........

مامان افتاب می خوره تو صورت انینا .. اعصابمو اورد ترده ها..

.......

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0