Daisypath Anniversary tickers خواب... - سيب مهربون

خواب...

چقدر بد بود خوابم.. با عزیز جون بودم تو خواب همه جوره!!!!! ولی انگار شوهرم نبود و وقتی شوهرم امد.. من وقتی با اون بودم همه جوره!!!!!!!!!!! بهش در نهایت احساس گفتم عزیز جون خان....

سایه عزیز جون خان داشت از دور با حسرت من و اون که مثلا شوهرم بود می دید..

من دوست نداشتم با همسرم باشم و می خواستم برم پیش عشقم عزیز جون خان...

یه تیکه برا شوهرزم لاو ترکوندم.. همسرم با حسرتی وصف ناپذیر گفت.. همیشه با من اینجوری باش...

حالم داشت از اون به هم می خورد..

در اولین فرصت رفتم و خودم تو اغوش عزیز جون خان که حالا دلش از گرفته بود جا کردم..

خواب بدی بود....

................

می گن خواب رو به اب بگید.. حتما اون موقع وبلاگ نبوده!!!!!!!!

........

به عزیز جون خان تکه ای از خواب رو گفتم..مخصوصا قسمت همه جوره اش رو!!!!!!!!!!!!! گفت اشنا بود.. گفتم اره متاسفانه...

حسادت تو صداش موج می زد... برا اولین بار از شنیدن خوابم.. برام جالب بود.. گفت حتما بهش فکر کردی...

گفتم نه.. بابا حالم از مرتیکه به هم می خوره.. یه نفس راحت کشید.. شنیدم صدای نفسشو.. گفت خوب عزیزم از بس ازش بدت میاد بهش فکر کردی.. گفتم نه بابا ... اصلا بهش فکر نمی کنم..  فقط کلا حوصله شو ندارم..

گفت .. (این بار با حالت ارام تر) خودتو اذیت نکن صدقه بذار کنار.. گفتم کفاره هم دادم..

دیگه صداش عادی شده بود...

............

یه چیز دیگه می خواستم بنویسم.. یادم نمیاد.. یادم اومد می نویسم..

دیشب کیک و شمع داشتیم..

عکسشو در اولین فرصت می ذارم..

........

کیک رو از قنادی ضیافت تو شهرک غرب خریده بود.. خیلی خوشمزه بود.. ولی همسرم از فروشنده های حیض و لاس زن و بی فرهنگش حالش بد شده بود.. می گم بلانسبت تا به کسی برنخوره..

ولی اگه خانم برازنده ای باشید مطمئنا تحویلتون می گیرن..

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0