Daisypath Anniversary tickers یکی از علل چاقی!!! - سيب مهربون

یکی از علل چاقی!!!

الان دو شبه اینقدر دیر میاد.. اینقدر دیر میاد که اعصاب منو به هم یمریزه.. دیشب بازم چون منتظر زود اومدنش نبودم اینقدر عصبی نشده بود.. با این وجود از لجم برا اینکه حالشو بگیرم همه ته دیگ ماکارونی رو برا اون گذاشته بودم با حرص خوردم..

.

امروز آقا مثلا موند خونه تا من برم دندون پزشکی.. دیشب که همه خوابم کابوس بود و دعوا.. طوری که عین این فیلم ها خیس عرق از خواب بیدار شدم... البته از صدای تند نفس هام و سوزش شدید قفسه سینه ام..

صبح گفتم زود نمی رم .. تازه باید تماس بگیرم..

نشون به اون نشون که موند خونه تا ١١ و رید به اعصاب من.. و رفت..

از بس این موبایل لعنتیش زنگ خورد.. دیوانه شدم نتونستم یه لحظه عین ادم بخوابم...

گفت ۶ و نیم خونه ام.. کلی کار داشتم کلی برنامه ریزی کرده بودم به همه کارهام برسم..

نشون به اون نشون که ساعت ٧ و نیم هنوز شرکت بود..

با فرگل رفتم حموم.. ولی اعصابم نیومد سر جاش...

جناب ساعت ٩ و نیم رسیدند منزل...

شما که نمی دونین خونه من کجاست.. تا وقتی بیرون کاری نداشته باشی که هیچ.. ولی وقتی کار داری اینجا می شه زندون نمی تونی هیچ جا بری.. البته با بچه ..

حالا اومده احساس بهش دست داده طبق معمول (مواقعی که اینجوری ناراحتم یم کنه) بهش گفتم به من نزدیک نشو بهم دست هم نزن..

دیدم برا بچه پفک خریده اورده.. باز هم خامه عسل خریده اورده..

فرگل می گه اینو برام باز کن.. گفتم بده همون بی عقلی که خرید برات باز کنه.. خدا رو شکر بچه شامشو خورده بود..

سر یخچال داشتم وسیلهب رن میداشتم اومده بغلم کنه.. داد زدم بهت گفتم به من دست نزن.. می زنم تو گوشت ها!!!!!!!!!!!!!

دیگه فکر کنم گوشی دستش اومد که خیلی شکارم ازش..

با فرگل رفتند تا لیست خرید رو بگیرند.. چه فایده همه چیز نصفه نیمه خریداری شده.. چون دیگه کدوم مغازه باز یم مونه تا حضرت آقا تشریف ببرند خرید..

.........

منم وقتی رفتند.. یه رنگارنگ مینو خوردم. یه پفک خوردم.. یک سوم رانی فرگل رو خوردم.. سیب زمینی ای که سرخ کرده بودم خوردم.. و در تمام طول این مدت دست و پام و تمام وجودم از شدت عصبانیت داشت می لرزید...

............الان هم والا مقام تشریف آوردند..

منم تمام تنم درد می کنه...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0