Daisypath Anniversary tickers معمای قزن و من!!! - سيب مهربون

معمای قزن و من!!!

یعنی اومدم اینو تو کامتتی برا قزن بنویسم .. اینقدر خندیدم که نشد..

بعد دیدم هی کامنت بنویسم نمی شه..

باید براتون تعریف کنم ولی قول بدین کم بخندین.. کاش م یشد از خودم فیلم بگیرم براتون بذارم..

اول برید اینجا.. این معما روببینید.... چند بار با هاش حل کنید بعد بیاد بقیه این پست منو بخونید.. ورنه به جای خنده خسته می شید ها..

http://www.milaadesign.com/wiz.swf

خوب .. من رفتم این معما رو با یه عدد دو رقمی شروع کردم..

صدای کیبورد حالا خوبه بسته بود..

این قزن ما خیلی بلاست خوب.. گفتم حتما یم خواد ما رو بترسونه و این حرفها..

اولش هم یه خونه خفن اونجاست... دیدید که..

اخرش که گفت عدد رو پیدا کن.. من خنگ گفتم حتما می گه روش کلیک کن دیگه...

منم هر عددی که بود روش کلیلک می کردم..

البته اولین بار .. بعد کلیک بهش خیره نشدم که.. عین خنگ ها .. با دستهام جلوی چشمو گرفتم.. یواشکی از لابلای انگشتام هی نگاه کردم.. دیدم اون شکله که من روش کلیلک کردم هی چشمک می زنه همین.. و نه سر بریده ای.. نه شک وحشتناکی چیزی از اون وسط مسط ها نمی پره بیرون و منو بترسونه..

یه بار دیگه امتحان کردم دیدیم نه هیچی نیومد..

پیش خودم گفتم .. حتما جدی جدی بعد کلیک.. دقیقا بعد کلیک ها .. باید بهش خیره بشم.. شاید یه شکلی می بینیم.. یا عدد انتخابی خودمونر و توش می بینیم. .. اونم نشد..

گفتم اگه عددی که اول اتنخاب کردمو نشون داد که می رم دنبال راه حل ریاضی.. نیست من لیسانس ریاضی هستم از اون جهت..

خلاصه هر چی کردیم نشد.. یعنی نکردیم ها.. سعی کردم به هیچ نتیجه ای نرسیدم..

برا قزن کامنت گذاشتم که این چطوریه..

دیدم ای ول.. قزن پست نوشته در مورد راه حلش..

منم رفتم خوندم..

تو دلم گفتم خوب که چی... مثلا که حالا چی شد...

ما که خودمون روش کلیک می کردیم. خودشو کشت..

بعد نیم ساعت که داشتم یه پست دیگه می نوشتم.. تازه فهمیدم .. ای ول... قزن ریاضی...

بعد کلی به خودم خندیدم..

.. کمتر بخند ...

حالاب رید وبلاگ قزن تا متوجه شید...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0