Daisypath Anniversary tickers خریدار خر!!! - سيب مهربون

خریدار خر!!!

بذارین براتون تعریف کنم ..

قضاوت با خودتون...

فکر کنین همسایه دوست من (البته من که نه داداشم و لی شما فکر کنین من که قاتی نکنین) کامپیوتر م یخواد..

همسایه دوست من رفته قیمت اون سیستمی که میخواد رو از مغازه گرفته شده ۴۵٠ تومن...

دوست من بهش می گه می خوای برات ارزونتر بخرم؟ همسایه م یگه اره..

دوستم بهم یم گه (آخه خودش بلد نیست سیستم ببنده که.. همون اسمبل کنه) سیبی برام یه سیستم با این مشخصات بخر..

من براش می خرم .. اسمبل می کنم. هر چی لازمه روش نصب می کنم و به خاطر دوستم عین همیشه اول پولشو نم یگیرم..

بعد به خاطر دوستم نمی ذارم همسایه خودش بیاد اونو ببره.. با  دوستم با هزینه من می ریم خونه همسایه که اونور دنیاست..

بعد یه کابل ندارن که باز به خاطر اون میام می خرم.. از وسط دنیا و اونو می برم اونور دنیا...

براش همه چیزشو کنترل یم کنم جز مودم چون باز کابل نداشتن.. البته الان یادم نمیاد..

همه کارت های گارنتی و این حرفها رو هم تحویل می دم..

آقای همسایه با وجود اینکه دید من این کامی رو براش خریدم ولی به من پول نداد..

چون فروشنده دوستم بود.. و پول رو به اون داد..

یه هفته بعد همسایه زنگ می زنه .. شاکی.. مودمم خرابه.. فلان ارور رو می ده..

من .. سلام.. م یتونم برات درستش کنم.. البته سه حالت داره که فقط در یه صورت باید بفرستیش گارانتیش.. وگرنه م یتونم درستش کنم .. اگه مایلید از اونور دنیا اینبار خودتون کون لقتون رو بیارید اینور دنیا..

البته این حرفهای بد رو تو دلم گفتم..

بعد مرتیکه شاکی داد و بیداد که تو باید بیای اینجا.. من اینو از تو خریدم..و هزار تا زرت و پرت دیگه..

تازه می گه یم رم اصناف از تو شکایت م یکنم..

منم یم گم خوب برو..

من نه مغازه دارم نه هیچی..

انگاری من بیکار باشم .. بعد تو بری اداره فلان از من که کارمندشم شکایت کنی..

مرتیکه سیستم رو نیاورد .. ولی از اونور دنیا رفت اون سر دنیا اداره .. شکایت کرد.. از اونجا زنگ زدن به م ن منو تهدید کردند.. (اونها چه خری بودند)

بابام کلی ناراحت شد.. گفت تو وجهه منو خراب می کنی .. وقتی من براش توضیح دادم.. علی رغم مهربانی مضاعفش و وجدان کاری بیش از حدش گفت.. چه مرتیکه خری.. بره به اون دوستت بگه... اون مسئول نه  تو..

.........

خریدار به این احمقی دیده بودید؟

تازه فهمیدم فاکتوری که من به دوستم دادم و واقعی بود البته یه امضا داشت.. اون برداشته یکی دیگه خودش درست کرده بی هیچ امضایی..

تازه مرده دیوانه می گه من مدرک دارم این فاکتور دست خط توئه؟!!..

 

پ ن: اون همکارم بود.. کلید رو تحویل دادند و رفتند.. کلی زنگ زد بهم .. دقیقا هر دو دقیه یه بار زنگ می زنه ازم تشکر می کنه.. جون اسی اگه باور نکنی ناراحت یم شم..

قزنی راست یم گه ها.. اینها خیلی بی شعورن.. باید برم خونه نوه عموی خاله عمه پسر خاله اش یه  ماه بمونم..

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۸




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0