Daisypath Anniversary tickers دو قدم جلو سه قدم عقب!! - سيب مهربون

دو قدم جلو سه قدم عقب!!

این سریال های تلفسیون رو تا می بینن بیننده زیاد داره یکیش همون همکارم که در پست قبل گفتم..

هر دفعه چهل و ینج دقیقه اگه نشون بدن یه ساعتش تکرار قسمت قبل با خلاصه قسمتهای قبل...

راستی طرف شنیدین چی گفت؟ گفت احمدرضا رنگ آبی و سفید رو خیلی دوست داره.. بعد برا اینکه سریال کشیده بشه .. یعنی کش بیاد هزارتا روسری چک کرد رو سرش اخرش سفید سر کرد.. جالبه همه هم تک رنگ بودند..

ننجون مهدی با اون چش ضعیفش عرقهای روی پیشونی طرف رو دید /...بعد این خجسته ندید..

ای بابا من این سریال رو نیگاه نمی کنم.. نیست خونمون سیصد متر زیر بنا داره .. از اون جهت من فقط صدای سریال رو می شنوم.. و گه گداری می بینم..

چه کنیم ...

مجبوریم .. این فرگل نمی ذاره فیلم ببینیم که.. وگرنه هزار و شونصدتا فیلم داریم اینجا زا دولتی سر هوشی جون...

تازه این بیمارستان خیلی با حاله.. خیلی ها...

من زاییده بودم... پرسنل محترم بیمارستان یادشون رفته بود من طبیعی زاییدم..

برام شام نیگه نداشتن.. هر چند داداشیم رفت فرداییش دهن مهن همه رو سرویس کرد...

بعد عزیز جون اینها برا غذا رسوندن به من از هزار و صد تا بازرسی و سوپر وایزر و پرستار و خدمتکار رد شدن تازه همراه یه پرستار خواهرم اومد غذا رو رسوند و فرگل رو بویید و رفت...

بعد اینجا رو می بینین هر کسی هر کسیه..

نه به اون سریال دکتریه که همه خر همسایه دکترها رو هم می شناختن..

نه به این سریال که یه نفر که پلیس مواظبشه اونجاست بعد هر خری میاد تو ...

اینها دیگه شورشو دراوردن..

زن احمد رضا باید لباس سبزه رو بپوشه ولی این دختره نه..

چه بده ها.. ادم نقش جنازه رو بازی کنه...

پونه .. ای حالم از این پونه به هم یم خوره...

حالم از می می های اون دختره هم به هم می خوره.. احساس م یکنم داره خفه می شه دختره با اون قد کوتاه و اون می می های بزرگش.. اسمش یادم نیست اون یکی دوست خجسته...

اصلا ارزششو نداشت اینهمه حرف بزنم..

وبلاگ ناز گل خانوم به روز شد...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳۸۸




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0