Daisypath Anniversary tickers بسیار سفر باید تا ریده شود حالی!!!!!!! - سيب مهربون

بسیار سفر باید تا ریده شود حالی!!!!!!!

سلام

گلاب به روتون...

ما برگشتیم.. الان در بنده منزلیم... همسر ولو شده تو هال.. دخترکم تو اتاق خواب.. و من اینجام...

ما برگشتیم...

دلم بیشتر از همیشه گزفته..

تن و صورت دخترم پر از لکه های قرمزه.. نه سرخجه است نا ابله ... اونجا که بودیم ٤ روز تب داشت.. بعد هم اینها ریخت بیرون.. میگن حساسیت...

حالم بدجوری گرفته است. خیلی هم گرفته.. دخترم شاید یک کیلو کم کرد.. انگار چقدر وزن داشت... شلواری که کشش اذیتش م یکرد حالا از تنش م یافته پایین...

داداشم می گه من یا زن نمی گیرم یا اگه گرفتم بچه دار  نمی شم.. خیلی سخته بزرگ کردن بچه...

اینقدر این چند روز بغض کردم که الان گلو درد دارم...

فرگل همش از من اویزون بود.. و فکر می کرد م یخوان از من بگیرنش.. باباش که اومد بعد از یه نیم روز خوب شد...

خیلی بی حال..

حاضرم فرگل بیدار باشه و تا صبح باهاش بازی کنم.. و لی اینطوری در عین بی حالی نخوابه...

فرگلم .. گل گلم... اولش از غذا افتاد بعد هم شیر رو به زور یم خورد...

امروز بعد از مدت های اب سوپ خورد از دستش باباش...

نخندین ها.. گاهی می گم من که حواسم نبوده حتما یواشکی یه چیزی دو راز چشم من دادن بچه بخوره...

می دونم خیلی خرم.. اصلا ناراحتم...

بچه ام حتی صداش در نمی اومد.. ساکت و ساکت .. یا گریه می کرد .. یا با بهت به همه نگاه میکرد..

من برم داروشو بدم...

راستی بردمش دکتر.. وقتی دکتر پا شد و فرگل لباس سفیدشو دید زد زیر گریه...

پس فرداش باز رفتم اونجا.. وقتی رفتم تو اتاق دکتر رو دید شناخت و باز گریه کرد...

قربون حواس جمع دخترم برم...

مادر عزیز جون انتظار داشت همسرم کلی کادو براشون بخره.. چه رویی دادرن ها.. نه به مادر من که انتظار همون شیرینی رو نداشت نه به خانواده پر رو اونها...

من برم بای...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ خرداد ۱۳۸۸




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0