Daisypath Anniversary tickers بقیه نوشت مطلب قبل... - سيب مهربون

بقیه نوشت مطلب قبل...

اون اقاهه که گفتم کت و شلوار دو هزار دلاری داشت خوب...

اون خیلی بی ادب بود... شانس اوردم عزیز جونم نبود اون لحظه.. یعنی رفت بیرون...

اون آقاهه یه نیم پالتو کشمیر داشت... یعنی جنس کشمیر ولی جنسش خوب نبود و فقط دوخت خیلی خوبی داشت... خیلی خوب...

اون آقاهه یه کت شلوار بهم نشون داد گفت این چطوره.. منم گفتم خوبه ولی این مدل و رنگ داره..

گفت : یعنی عین این کت و شلوار داره؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جالبه این آقا چقدر شیک پوشه!!!!!!!! این کت شلوار دوهزار دلاره ها...

منم گفتم : خوب باشه.. تازه عین همین خریده.. البته سفارش داده دوختن براش.. ضمنا جنسش خیلی بهتره و اومدم بیرون...

می خواستم بزنم تو سرش بگم تو برو دماغتو بکش بالا ...

اولا اونشب فقط عزیز جونم و صغری تیپشون درست بود.. یعنی خیلی رسمی بودن...

عزیز جون طبق معمول کاپشن چرم اصلش رو پوشیده بود...

می خواستم به پسره بگم جناب زپرتی خان  تازه به دوران رسیده که هنوز هویت خودت رو پیدا نکردی و هنوز نیم دونی جنسیتت چیه که اونطوری آرایش کردی...

همسرم این لباس کارشه تنشه...

همین کاپشنشو اینجا میدن دو میلیون... و اونو خریه تا سر کار راحت باشه...

پلیورش هم که تو لنگشو داری تنشه ...

کفشش رو هم اینجا میدن 300 تومن...

و مهمترین فرقش با تو اینه که تو نه شخصیت داری نه هویت... ولی اون می دونه کی چی بپوشه.. و از کجا خرید کنه و به کی رو بده...

به خدا خیلی بهم برخورد...

اومدم بیرون به زنداداشم گفتم اگه شوهر دوستم بود همون لحظه یه چیزی ازش می خرید و بعد باا کراه می گفت چرا خریدی.. نم یپوشمش خیلی زشته...

البته شانس آوردم عزیز جون کارت بانکشو جا گذاشته بود خونه...

.......من برم... امری نیست...

همه هم خوبیم... شکر....

فقط من دچار توهم سوسکی شدم.. هر جا نیگاه می کنم احساس می کنم یه سوسک داره راه می ره...

یه چیزی تو مایه های شیزوفرنی سوسکی...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0