Daisypath Anniversary tickers همه چیز نامه... - سيب مهربون

همه چیز نامه...

سلام ..

خوبید؟

خوبیم...

این سفره ایرانی شبکه ٢ رو دیدین؟ این خانومه که اسمش یادم نرفته حالمو بد می کنه...

گاهی اینقدر شفت میشه که حد نداره... شفت رو نمی تونم ترجمه کنم... ولی شما در اینجا جلف و لوس و عشوه گر معنی کنید...

این سریال مامور بدرقه شبکه ۵ تو ماه رمضون رو می دیدین؟ طرف می گفت یارووو... بعد هر بار یه  معنی براش می اورد...

این شفت ما هم یه چیزی تو معنی یارو...

یعنی ممکنه در یه مکالمه دوستانه بهتون بگم خودتو شفت نکن...

این یعنی خیلی لوسی و اینهمه تعارف نکن...

ممکنه به فرگلکم بگم ای شفت مامان... یعنی قربون نازت بشم دخترم!!!!!

چی می خواستیم بگیم چی شد...

الان خانوم خانوم ها تو بلغ ما نشسته...و داره تا اونجا که می تونه همه چیز رو با پاش و دستهاش انگولک می کنه... و از اینکه من گاه و بیگاه پیشونی نازشو می بوسم کیف می کنه...

الان تو تلویزیون داره اون زنه رو نشون میده که تو موهاش مار بود... همون که افی بایگان دیده بودش...

ای من قربون اون دهن دور سفید شیریت بشم!!! کی فهمید من چی گفتم...

یه هفته رو عین خیلی از هفته های دیگه به بطالت گذروندیم...

خانوم خانومها جدیدا فرنی هم نم یخوره و هی تف می کنه...

من چیکار کنم... باید یه کم معده اش اماده بشه تا بتونم بهش سوپ بدم...

ما روز یکشنبه ۵ ابان ماه ساعت ٢٢ تشریف بردیم مشهد.. برا اولین بار خانوم خانومها قطار سوار شدن...

البته باباش هم اولین بارش بود...

جالبه ها.. من دومین بار بود که با قطار سفر می کردم.. ولی صحنه سوار شدن به قطار کاملا زا ذهنم پاک شده بود.... عین صحنه فرودگاه مهرآباد .. اصلا یادم نمیاد چطور از هواپیما پیاده شدیم و به بیرون از فرودگاه رفتیم...

عروسک مامان هی دستهاشو عین رقصیدن می پیچونه... نه اینکه نانای کنه ها.. نه... ولی با این کارش تو عروسی شاباش گرفت...

هیجان زندگی کم شده...

ما یه کار باحال کردیم.. توصیه می کنم اگه تشریف بردین مشهد این لذت رو از خوتون نگیرین.. کدوم لذت؟ خوب برین از این عکسهای سنتی قدیمی بگیرین...

ما رفتیم از فرگلک گرفتیم .. هر چی به این عزیز جون گفتم بیا عبا بپوش و تو هم بگیر گوش نکرد...

خودمونیم ها.. مشهدی های گرامی ناراحت نشین ها... ولی عین اصی ها دیگه دلم برا شما هم نمی سوزه اگه رفتین شمال و همه یه کلاه گشاد گذاشتن رو سرتون و تا می تونستن شما رو ترکه کردن و هی چاپیدنتون...

چون حق مهمانداری رو به جا اوردین... دلتون به حال ما نسوخت که هیچ.. اصلا رعایت بچه کوچیکمو نکردین...

برا ما که پول مهم نبود... مهم وقت بود که نداشتیم... خدا نکنه یکیتون گیر من بیفتین و ادرسی مادرسی چیزی بخواین... اگه تهران بودم که می فرستم یه دور قم بزنین و بعد از اونجا برین به ادرستون...

مطمئن هستم تا عمر دارم ریخت بی ریخت اون راننده پست رو فراموش نمی کنم...

من برم بازم میام...

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٧




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0