Daisypath Anniversary tickers ای تف به روحت حسود!!! - سيب مهربون

ای تف به روحت حسود!!!

باورتون میشه... من هنوز باور نکردم...

نمی دونم از وقتی اخرین پستم رو نوشتم کدوم چشم شور بی پدری اومد و من و عزیز جون رو چشم زد...

از دیشب کلاهمون رفته تو هم...نه نرفته تو هم بلکه از هم جدا شدیم.. به خدا راست م یگم..

نه اینکه زبونم لال طلاق گرفتیم نه... من کلا قاتی کردم..

فکر کنین دیشب گیر دادم که خیلی بی معرفتی یه گل هم برام نخریدی.. بعد گریه کردم... خودمم می دونستم دردم این نیست.. ولی خوب دیونه شدم.. امشب هم با دخترم از خونه زدیم بیرون.. عزیز جون که از مهمونی افطار برگشت دید خونه تاریکه.. اخه برق رفته بود بعد هم ما بی موبایل رفته بودیم تو شهرک..

فکرکن...

نه اینکه اتفاقی شده بود. مخصوصا بود...

حتی دیدیم که عزیز جون رفت خونه ولی پا نشدیم...

الان هم رفت بیرون خرید...

نه اینکه فکگر کنین پشیمون بودم ها نه.. از اون روزهای سگیم رو دارم پشت سر می ذارم...

فکرکنین سر دخترم داد هم کشیدم و گفتم گریه نکن که حال تو یکی رو ندارم... بعد خودم زدم زیر گریه و دخترمو تو بغلم فشردم ...

خلاصه اینکه تف به روحت که اینقدر چشم شوری...

بابا حسرت این زندگی گه منو می خوری.. یا حسرت اخلاق گه ترم رو .. ببخشید ها...

آخه کجای این زندگی من حسرت خوردن داره...

خداییش کجاش؟

مادرشوهر نازنینم؟؟؟

می دونین شنیدین می گن سایه شوم فلان چیز تو زندگیمونه.. الالن سایه شوم مامیش تو زندگی ما رژه می ره...

قدیم ها تو تلویزیون می دیم یکی از مادرشوهرش می ناله شاخ در می اوردم.. به خدا...

ولی الان این رفتارهای احمقانه مادرشوهرهای تو سریال ها رو می بینم شاخ در میارم.. می گم نسل این مادرشوهر ها مرده...

مامی خودم مادرشوهره !!!!

 پس هنوز نسل خوباشون مونده...

یکی دو مورد از رفتار عروسهامون رو به آزی گفتم گفت اونها طبیعی هستن ما خریم و غیر طبیعی..

خوب راست م یگه... من از عروسامون شاکی نیستم... ولی از این می سوزم که از همه طرف چوب خور مردیم..

این رفتار مامیش اینها هیچ ربطی به این اخلاق از دیشب من نداره ها...

موضوع اینه که یه چشم شوری اومد و مارو چشم زد..

ای بترکی..

باید این جا بابا قوری اویزون کنم به گمانم...

من برم...

اعصاب مصابم تعطیله..

 

 

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0