Daisypath Anniversary tickers سيب مهربون

 

تركه ميگن: محبوبترين تيم فوتبالي كه دوست داري چيه ؟ ميگه: قربون جدش آسد ميلان.

دختره به پسره ميگه: ميخواي جاييكه آمپول زدم رو ببيني؟ پسره ميگه: آره. دختره ميگه: همين تزريقاتي روبرو!

از تركه ميپرسن به 5 تا دختر كه رو يه ميله نشسته ان چي ميگن؟ ميگه: يه سيخ جيگر.

به لره ميگن: دخترتو به كي دادي؟ ميگه: غريبه نيست. دامادمه.

تركه ريش بزي ميزاره. دچار بحران شخصيتي ميشه.

رشتيه زنشو كتك ميزنه. به جرم تخريب اموال عمومي ميگيرنش.

تركه دور خودش ميچرخه، هرز ميشه.

فرمانده به رشتيه ميگه: اين چيه دستته؟ ميگه: ناموسمه قربان. فرمانده ميگه: نه احمق! اين تفنگته. به كسي نديش ها!

تركه توالت ميساخته. آجر كم مياره. اوپن ميسازه.

تركه شماره تلفن پيدا ميكنه. زنگ ميزنه ميگه: من شماره تونو پيدا كردم. آدرس بدين تا واستون بيارمش.

تركه تاكسي دربست ميگيره. از پنجره سوار ميشه.

به تركه ميگن تو زبونتون  خ  دارين؟ ميگه: يوخ.

قزوينيها به برادر زن ميگن: اشانتيون ازدواج.

قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف؟

به تركه ميگن: ناف تهران كجاست؟ ميگه: يه كم بالاتر از برج ميلاد

 ترکه اپليکيشن فرم پر ميکنه ، جلوی سکس می نويسه: بله خيلی زياد

رشتيه ميگه شدت زلزله اونقدر زياد بود كه زنم رو 10 تا كوچه بالاتر از زير آوار پيدا كردم.

اين جوک ها رو امروز جمع آوری کردم تا بخنديد. البته شايد بخديد. تورو خدا شوخی کردم گريه نکنيد. بابا اصلا نخونيد خوبه

ولی ممنون می شم برام جوک بنويسيد

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٥




من ناراحتم

من به قر بان نگاه مست تو
بوسه گاه لحظه هایم ،دست تو
ای غریب جاده های سرد من
ساکن پس کو چه های درد من
محو احسا س قشنگت ،مانده ام
واژه ها از چشم مستت، خوانده ام
با نگاه تو چراغان ،گشته ام
همچو چشمت، نورباران گشته ام
همدم شبهای تنها یی شدم
مثل شبهای تو یلدایی شدم
ای سر انجام تمام هستی ام
باده چشمت دلیل مستی ام
من که احساس تو را بو سیده ام
از می تلخ لبت ،نوشیده ام
مرغ رام و سر براهت ،گشته ام
غرق احساس گناهت، گشته ام
دیگر از شهر غز لهایم ،مکو چ
بی نگاهت ، مثنوی ها هیچ و پو چ
از نگاهم خوشه غم را بچین
هستی من ، مستی من را ببین...

اينو تقديم می کنم به عزيز جون بدو بدو بدو(  badoo) که اصلا ياد من نيست نه زنگ می زنه نه ميل می زنه نه اينکه به من سر می زنه

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٥




 

سلام به همه عزيزان.

هنوز فرصت يادداشت مطالب زيبا و جالب رو نداشتم .

نمی دونم عزيزجونم به من سر زده يا نه ولی می خواستم بهش بگم دوستت دارم و تو بهترينی تواين دنيا که خيلی بزرگه.

و من هميشه دلم برات تنگه.

امروز زهره جونم داره مياد پيشم. امروز تولد مهدی هم هست.

دلم برا پارسا جونم هم تنگ شده

 

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٥




همينطوری

سلام هادی جون دلم برات تنگ شده نمی دونم به آدرس من رفتی يا نه؟

هنوز کسی منو نمی شناسه تازه وقت ندارم بلاگم رو درست کنم خيلی هم خسته هستم

اينجا داره کاملا شخصی ميشه ولی من می خوام بقيه هم اينجا رو دوست داشته باشن

فرشته ها هميشه مهربون هستند فقط گاهی اوقات بال ندارند مثل هادی

مهربون من

نوشته : سیب مهربون در ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٥




 

سلام . وبلاگ عزيز تولدت مبارک. وبلاگ من ساعت ۷:۵۳ به دنيا اومد و برعکس من سحر خيزه. اميدوارم بتونم هميشه برات خاطرات و حرفهای قشنگ بنويسم.

تو ميشی دفتر من يه دفتر داشتم قديم ها اسمش آزاده بود ولی تو حالا سيب مهربون منی چون سيب بايد هميشه مهربون باشه.

دلم می خواد خبر به دنيا اومدنت رو اول از همه به مهربونترين سيب دنيا هادی جونم بدم.

بگم که من ديگه نمی ترسم............ از چی رو به خودش می گم هنوز با بقيه دوست نشدم که........... الهی صد ساله بشی سيبوی من

 

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٥




 

سلام امروز ۲۹ خرداد ۱۳۸۵ و وبلاگ من در ساعت ۷:۵۳ صبح به دنيا اومد. من خوشحالم و اميدوارم بتونم مطالب قشنگ اينجا بنويسم. هنوز هيچ کاری برای سيب مهربون نکردم. هر موقع فرصت شد يه دستی به سر و روت می کشم عزيزم.

دلم می خواد آدرس وبلاگم رو اول از همه به عزيزترين و مهربونترينم يعنی هادی جونم بدم. فعلا بای بای . می خوام برم ببينم اين تو چه خبره

نوشته : سیب مهربون در ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٥




خاطرات سيب كوچولو

سیب مهربون

¤من هر چی بخوام اینجا می نویسم..طاقت نداری نخون . خانواده حق خوندن این مطالب رو ندارن.¤

نامه هاتو بده به من
سیب مهربون


انبار سيب دوني

سيب تازه
تیر ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اسفند ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥

سيب هاي دست چين

ما يه اكيپيم
فاستوس یعنی چه؟
شعر بند تمبانی
چهارشنبه می تونه روز خوبی باشه!
دلمه خارجی
سه حیوان زندگی من
شاید خودم شاید او

عكسهايي از باغ سيب

عكس خانوادگي

دوست هاي سيب كوچولو

افندوکهای قزن قلفی
سیبک مهربون۲
سیبک مهربون۱
آسمان آبی ساندی مهربون
هراسستان
نانا مهربون
سيبک مهربون ۳
چرخ و فلک آمینا گلم
داستانهای محمد رضا
IQهایی در حد سس مایونز
مازنی پاپلی
صميمی ترين دوست من
روزهای زندگی شيدا
زندگی ما و غزل
اتاقی از آن خورم
من دل تو زندگی
لیدی جین
هراسستان
حرافی
اینجا مدرسه نیست
طراح قالب


آمار سيب دزد ها

  RSS 2.0